دوستان درود

تصميم گرفتم اندكي در خصوص ايران عزيز از كتاب تاريخ ده هزار ساله ايران بنويسم....اين نوشته ها در قسمت هاي مختلف خواهد بود و براي سر نرفتن حوصله خواننده حتي الامكان سعي كردم مختصر و مفيد بنويسم

يا حق

....................................

هفت كشور از آنجا كه بعضي پادشاهان پيشدادي خود را سلطان هفت كشور(هپت كرشور Hapto Karshvar) دانسته، مدعي بودند كه "هفت كشور" در تحت سلطه و فرمانروائي ايشان قرار داشته است.
در اوستا كرارا از "هفت كشور" ياد شده است، طبق روايات قديم هند و ايراني دو روايت درباره تقسيم زمين وجود دارد در يكي از اين دو روايت زمين به سه منطقه يا سه قسمت تقسيم شده است. و بنا به روايات ديگر به هفت كشور تقسيم شده است.
شايد نخستين اثري كه در بابا تقسيم زمين به سه ناحيه آمده است باب دوم ونديداد راجع به جمشيد باشد. كه سه بار در روي زمين به پيش مي رود.

هنديان باستان نيز با اختلافاتي جزئي همين عقيده را داشتند، و به نظر مي آيد اين تقسيم ميراث مشترك ايران و هند باشد.

اما منشاء تقسيم زمين به هفت منطقه روايتي بسيار كهن است. در زبان سانسكريت نيز اصطلاح "هفت كشور" به شكل سپت دويپ (Sapta Dvipa) آمده است
بنا به رواياتي كه در ادبيات اخير پارسيان وجود داد هفت كشور مورد بحث عبارتست از سرزمين هائي كه به سبب و جود درياهائي كه ميانشان حايل است، رفت و آمد بين آنها به دشواري صورت مي گيرد.

در اوستا نام هفت كشور چنين قيد شده است:
1- ارزهي................ Arzahi
2- خونيرث................khvanirath
3- سوهي...............Savahi
4- فرد ذفشو.............Faradazafshu
5- وئيري ارشتي.......Vaeiryarshti
6- ويد ذفشو............ Vidazafhsu
7- وئوروجرشتي........Vourudgareshti


منبع: تاريخ ده هزار ساله ايران عبدالعظيم رضائي
انتشارات اقبال جلد اول ص 17و 18