پارسي را پاس بداريم

درود بر دوستان گرانقدرم
......
آنچه فرهنگ ما را زنده نگاه داشت، زبان مادري مان بود. زبان مادري خود را پاس بداريم و تا مي توانيم از واژه هاي زبان خودمان بهره ببريم و با آن بنويسيم و گفتگو كنيم.
در اين جستار كوشش بر اين است تا واژه هاي پارسي و معادل آن به دوستان معرفي گردد..

با قبول اين نكته كه شايد در ابتداي امر بيان برخي لغات سخت و بيگانه به نظر بيايد، اما با تمرين ...اميد كه بهتر شود.

به جاي: ابتدا ................................................بگوئيم: نخست


به جاي: ابتدائي ترين....................................... بگوئيم: ساده ترين

به جاي: ابتكار................................................بگوئيم:نوآوري

به جاي: ابن سينا............................................بگوئيم:پور سينا

به جاي: ابديت ...............................................بگوئيم:هميشگي

به جاي:
اتباع ................................................بگوئيم:شهروندان

به جاي: اتحاد.................................................بگوئيم:همبستگي

لغات بيشتر در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

باستان شناسي قسمت دوم

در سال 922 شخصی به نام کارتر تونست مقبره ای به نام توت انخ امون که جزو فراعنه ی سلسله ی 18 مصر بوده با تمام اشیاء و دست نخورده بیرون بکشه. این کشف منجر به سر و صدایی در کشور های دیگه شد. کشف اشیای داخل مقبره تاثیر زیادی روی جواهرات و خیاط ها در کشورهای اوپایی و امریکایی شد. از این زمان به بعد باستان شناسی در بین خاص و عام مورد عنایت قرار گرفت. این شگفتی حیرت انگیز هر چند خدمت بزرگی در تحریک حس کنجکاوی جهانیان نسبت به علم باستان شناسی شد ولی متاسفانه همچون شمشیر دو لبه عمل کرد.باعث شد سود جویان دست به چپاول بزنند این اتفاق در خاورمیانه افتاد.قرن 18 و 19 این روند نیز کماکان منجر به این میشه که باستان شناسی از سال 1850 میلادی یعنی نیمه ی دوم قرن 19 رسما به جلگه ی علوم بپیونده. در ایران قدمت باستان شناسی به چیزی حدود 100 سال می رسه .دوران تاریخی ما از مادها شروع می شه. هزاره ی اول بر اساس سفال شکل می گیره که رنگشون قهوه ای بوده . اولین سفال خاکستری در نیمه ی دوم هزاره سوم به وجود میاد. موندن هوا در داخل کوره باعث رنگ خاکستری سفال می شه. در سال هزاره ی پنجم و چهارم سفال های نخودی به وجود آمد.
رابطه باستان شناسی با سایر علوم:
باستان شناسی با کلیه جنبه های انسانی سروکار دارد و حیطه ی آن بسیار گسترده است همین گستردگی باعث برقراری ارتباط این علم با سایر علوم میشود. این رابطه دو جنبه دارد: 1-رابطه غیر مستقیم یا یک طرفه: باستان شناسی با بیرون آوردن مدارک و آثار در تدوین تاریخچه علوم و سیر تکاملی انسان موثر است. 2-علاوه بر حفظ رابطه از امکانات برخی از علوم و روش های علمی و تحقیقی آن در پیش برد مراحل مختلف کار خود سود می برند. یکی از علومی که جزو اولین علوم انسانی به حساب می آید و بشر اولیه هم ازش استفاده می کرد علم نجوم بود که بشر اولیه جهت تعیین اوقات مربوط به فعالییت های اجتماعی خودش به اون دست یافته بود. یکی از شاخه هایی که به علم باستان شناسی کمک میکند و در واقعه از شاخه های این علم هم می باشد علم باستان شناسیست. با توجه به بقایای منقول و غیر منقول انسانی و گذشته های دور مطالعه میکنند و دارای جنبه های اجتماعی, فرهنگی, هنری می باشد.علم فلسفه
اگر بخواهیم علم فلسفه را تعریف کنیم می گوییم مطالعه ی حیات درونی و روانی و رابطه ی آن با حیات کلی جهان.
فلسفه با دیدی که انسان نسبت به جهان داره شکل گرفته.
البته به هیچ طریق نمی توان به اندیشه ی بشری پی برد مگر اینکه در جهت انتقال اندیشش در دوران تاریخی به دست نوشته ها و قبل از آن به نقوش آن ها پی برد.

ویل دورانت درجلد اول تاریخ تمدن می گوید مورخان فلسفه را عادت بر آن است که تاریخ این علم را از یونان آغاز کنند که این خود مایه ی ریشخند هندیان و چینیها می باشد که در واقع آنان خود را مخترع علم فلسفه می دانند.

نجوم باید اولین علمی باشد که بشر اولیه در فعالیت های اجتماعی خود به آن دست یافته باشد.
در مراحل بعدی و با پیدایش تمدن هایی چون سومر، مصر، بابل و ... که ما مدارک کافی از آن ها داریم می توان پی ببریم که انسان گذشته راجب این علم اچهاف کامل داشته.
یکی از الواح گلی در کاوش ها مربوط به تمدن بابل قدیم از هزاره ی سوم پیش از میلاد می باشد که روی آن نقشه سطح کره ی زمین به صورت مدور ترسیم شد که در واقع بیانگر آن است که اطلاعات نجومی مردم آن زمان را با مردم اروپا در قرون وسطی می تواند مورد مقایسه قرار گیرد.
با شروع ارتباطات تجاری بین جوامع پیشین ریاضیات ارزش واحد های شمارشی به وجود آمد که نمونه های اولیه آن بر روی لوح های گلی که به منظور لاک و مهر کردن محموله بود مشاهد شده.
در مراحل بعدی سایر قوانین ریاضی نیز توسط صاحبان تمدن های اولیه پایه گذاری شذه.
یکی از علومی که انسان گذشته در پیش برد آن تلاش کرد علم طب بود که طبعا با کمک گیاهان دارویی آغاز شد و بعدها به جراحی نیز پرداختند . در این زمینه نیز لوح های گلی در بین النهرین کشف شد که در آن ابزار و لوازم پزشکی و جراحی و نسخه بیماران نیز بدست آمد.

ارسالي: از خانم فاطمه زهرا دانشجوي رشته مرمت

نظري كوتاه بر جغرافياي ايران باستان

دوستان درود

تصميم گرفتم اندكي در خصوص ايران عزيز از كتاب تاريخ ده هزار ساله ايران بنويسم....اين نوشته ها در قسمت هاي مختلف خواهد بود و براي سر نرفتن حوصله خواننده حتي الامكان سعي كردم مختصر و مفيد بنويسم

يا حق

....................................

هفت كشور از آنجا كه بعضي پادشاهان پيشدادي خود را سلطان هفت كشور(هپت كرشور Hapto Karshvar) دانسته، مدعي بودند كه "هفت كشور" در تحت سلطه و فرمانروائي ايشان قرار داشته است.
در اوستا كرارا از "هفت كشور" ياد شده است، طبق روايات قديم هند و ايراني دو روايت درباره تقسيم زمين وجود دارد در يكي از اين دو روايت زمين به سه منطقه يا سه قسمت تقسيم شده است. و بنا به روايات ديگر به هفت كشور تقسيم شده است.
شايد نخستين اثري كه در بابا تقسيم زمين به سه ناحيه آمده است باب دوم ونديداد راجع به جمشيد باشد. كه سه بار در روي زمين به پيش مي رود.

هنديان باستان نيز با اختلافاتي جزئي همين عقيده را داشتند، و به نظر مي آيد اين تقسيم ميراث مشترك ايران و هند باشد.

اما منشاء تقسيم زمين به هفت منطقه روايتي بسيار كهن است. در زبان سانسكريت نيز اصطلاح "هفت كشور" به شكل سپت دويپ (Sapta Dvipa) آمده است
بنا به رواياتي كه در ادبيات اخير پارسيان وجود داد هفت كشور مورد بحث عبارتست از سرزمين هائي كه به سبب و جود درياهائي كه ميانشان حايل است، رفت و آمد بين آنها به دشواري صورت مي گيرد.

در اوستا نام هفت كشور چنين قيد شده است:
1- ارزهي................ Arzahi
2- خونيرث................khvanirath
3- سوهي...............Savahi
4- فرد ذفشو.............Faradazafshu
5- وئيري ارشتي.......Vaeiryarshti
6- ويد ذفشو............ Vidazafhsu
7- وئوروجرشتي........Vourudgareshti


منبع: تاريخ ده هزار ساله ايران عبدالعظيم رضائي
انتشارات اقبال جلد اول ص 17و 18

مبانی نظری مرمت

آثار باستانی:
اون دسته از آثاری که از گذشتگان دور به دست ما رسیدن و دارای ارزش های هنری و تاریخی و مادی است.

آثار باستانی به پنج دسته تقسیم بندی می شود:

1-ابنیه تاریخی که طی حفریات باستان شناسی بدست می آید و اطلاعاتی درباره ی تکنولوژی معماری و نحوه ساخت ،مصالح ،نوع پلان و ...
2-ابنیه تاریخی که طی حفریات باستان شناسی بدست می آید اما یکسری مشخصات مثل تکنولوژی معماری و ... به ما می دهد که وارث هستند . نشان تحول معماری در تکنولوژی، نحوه ساخت و ... هستند.
3-مجموعه های تاریخی هستند مثل حفریات باستان شناسی.
4-بناهای عظیم باستان شناسی مثل پاسارگاد ،تخت جمشید.

5-بناهای عظیم تاریخی سر پا مثل عالی قاپو ،چهل ستون.

ارسالي از خانم: فاطمه زهرا دانشجوي رشته مرمت

در صورت مورد علاقه بودن نوشتار ادامه مطلب را مطالعه فرمائيد...

ادامه نوشته

آشنایی با باستان شناسی

کلمه ی باستان شناسی جایگزینی از فرهنگستان برای واژه های غربی در حقیقت یونانی به کار می برند.
آرکولوژی archaeolosy: مرکب از دو بخش archaeo به معنای قدیمی و باستانی و losy به معنای شناخت دانش در مجموعه مفهوم آن شناخت تاریخ گذشته افسانه ها و اساطیر بومی.
باستان شناسی:
یعنی پرداختن به گذشته ی انسان.در حقیقت مطالعه ی گذشته ی جوامع انسانی با توجه به آثار باقیمانده از آنان.
باستان شناسی در مفهوم کلی علمی است که به وسیله ی پرداختن به گذشته ی جوامع انسانی از طریق مطالعه ی آثار مادی بجای مانده و استخراج فرهنگ آنان در ادوار مختلف.
وظیفه ی علم تاریخ: پرداختن به گذشته ی انسان است.
چه فرقی بین علم باستان شناسی و علم تاریخ است؟

مورخ تاریخ گذشته جوامع انسانی را از طریق متون معدن استخراج می کنه، ولی باستان شناسی اطلاعات خود را از آثار و اشیایی که از درون خاک بیرون کشیده جمع آوری می کنندو در واقع باستان شناسی بر روی آثار مادی کار می کنه و تاریخ بر اساس آثار ادبی.

یافته های باستان شناسی و دیرین شناسی ثابت کرده است که چند میلیارد سال است که از عمر زمین می گذرد. ولی حداقل از حدود پانصد سال پیش بشر در عرصه ی این کره ی خاکی شروع به زندگی و فعالیت کردند. کشفیات باستان شناسی اثبات می کند که اولین علائم نوشتاری در حدود پنج هزار سال پیش آن هم در منطقه ی کوچکی از کره ی زمین یعنی خاور میانه و خاور نزدیک و در بخش خاصی از این محدوده بین جنوب غربی ایران بین النهرین و فلسطین به کار رفته.
وقتی این دو رقم را با هم مقایسه کنیم متوجه می شویم که
99% دوران زندگی انسان بدون تاریخ مدون است.
قدیمی ترین آثار مادی که از انسان به وجود آمده 700 تا 500 هزار سال پیش است.
به طور کلی باستان شناسی در
اروپا شکل گرفت.
دوره تکمیل و تکامل باستان شناسی را به سه دوره تقسیم می کنند:

قبل از رنسانس
از رنسانس تا قرن 19
از قرن 19 تا به امروز

مردم قبل از دوران رنسانس به سه دلیل جذب آثار و بناها می شوند:
1- توجه به زیبایی و کمال این آثار
2- توجه مالی ناشی از خرید و فروش آثار و اشیای عتیقه
3-توجه به جنبه ی سحرآمیز و جادویی بودن ناشی از قدمت و عدم شناخت.

ارسالي از خانم: فاطمه زهرا دانشجوي رشته مرمت

جشن مهرگان

مهرگان آمد؛ فال همه ایرانیان نیکو باد
زرتشتیان ایرانی سفره سپید می گسترانند و بر آن با آب و آینه و آویشن فرارسیدن مهرگان را جشن می گیرند.مهرگان آمده است ؛ ایرانیان هزار سال بزیند و فال و سال همه آنها خرم و نیکو بود.
گروه فرهنگ،کيان مهر احمدي
زرتشتیان ایرانی سفره سپید می گسترانند و بر آن با آب و آینه و آویشن فرارسیدن مهرگان را جشن می گیرند. موبدان، اوستا در دست «مهریشت» می خوانند و مردمان برای یکدگر فال خرم و شادی و رامش آرزو می کنند. مهرگان آمده است ؛ ایرانیان هزار سال بزیند و فال و سال همه آنها خرم و نیکو بود.




در صورت مورد علاقه بودن نوشتار ادامه مطلب را مطالعه فرمائيد.
ادامه نوشته

جشن مهرگان

درود بر دوستان و همراهان عزيز...

اندك اندك جمع مستان مي رسند

دوستان داريم به جشن مهرگان نزديك مي شيم....


بزرگ ترين جشن نياكان ما بعد از نوروز....

اين شعر زيبا هم تقديم شما:

در این خاک زر خیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

در صورت مورد علاقه بودن نوشتار ادامه مطلب را مطالعه فرمائيد...


ادامه نوشته

سلمان ساوجي

درود پيرو درخواست يكي از دوستان عزيز مختصر توضيح و چند بيت از اشعار سلمان ساوجي را تقديم مي كنم.


سرآمد فضلاي زمان داني كه كيست*

زروي صدق و يقين نه زروي كذب وگمان

شهنشه فضلا پادشاه ملك سخن

جمال ملت و دين خواجه زمان سلمان

حافظ

از كتاب سلمان ساوجي نوشته منصور مشفق با مقدمه دكتر تفضلي

سلمان ساوجي از شعرا بزرگ قرن هشتم هجري است كه در قصيده سرائي بنظر ما در رديف قصيده سرايان طراز اول فارسي به شمار مي­رود و در غزل و انواع شعر نيز مقامي ارجمند دارد

اگر سلمان انگونه كه بايد معروف عام و خاص نيست. بدان جهت است كه با بزرگترن غزل سراي ايران خواجه حافظ معاصر مي باشد.

با اين وجود شعر سلمان در زمان حياتش بدان پايه اي از شهرت رسيده است كه علاءالدوله سمناني عارف و شاعر معروف قرن هشتم شعر سلمان را با اين عبارت ستوده است:

همچو انار سمنان و شعر سلمان در هيچ جا نيست**

سلمان ساوجي كه در غالب تذكره ها شرح حالش آمده ملقب به جمال الدين و متخلص به سلمان پسر علاء محمد ساوجي است كه تولد او را با اختلاف آراء از 692 تا 709 دانسته اند.

پدرش اهل  قلم بوده است و خواجه سلمان نيز در علم سياق وقوفي بوده است و تخلص او معروفست به شعر و شاعري....***

سلمان دو مثنوي دارد يكي بنام جمشيد و خورشيد و ديگري فراق نامه

متنوي جمشيد و خورشيد 12844 بيت است  و از خسرو و شيرين نظامي تقليد شده است.

به قسمتي از شروع ان دقت فرمائيد:

مرا يكروز شاهنشاه عالم

چراغ دودمان نسل آدم.....

در صورت مورد علاقه بودن نوشتار ادامه مطلب را مطالعه فرمائيد...

ادامه نوشته